اقتدار ملی

اقتدار ملی
گفتگو در همایش اقتدار ملی
16/10/87
با حضور آقایان: رشاد، مرادیان و عصاریان‌نژاد
دکتر مرادیان -بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و تشکر از اینکه به ما وقت دادید من حامل سلام مخصوص ریاست محترم ستاد کل نیروهای مسلح هستم و به مناسبت ایام عاشورا و تاسوعا خدمت حضرت عالی تسلیت و تعزیت دارم. اگر اجازه بفرمایید حضرت حجه الاسلام من می خواستم سئوال خودم را این طور شروع کنم. اصلا اقتدار علمی چیست؟ راجع به اقتدار علمی و چیستی آن و بعد از نظر اسلام اقتدار علمی چیست؟

حجه السلام والمسلمین دکتر رشاد : اقتدار علمی در کشورها و جوامع سکولار علی القاعده باید عبارت باشد از آن دسته از علوم که در امور مادی و دنیوی اینها را به اعمال اراده شان و توسعه امروزی شان کمک می کند. به لحاظ اینکه در مجموع اینها همه چیز را حتی معنویات را ابزار انگارانه مطالعه می کنند و ابزار مادیت و دنیایی خودشان می دانند. اما در دیدگاه دینی اقتدار علمی آن چیزی است که برایند ... در مطالعات دینی ما بین دو گروه ........ آن وقت نفع و نافعیت در فرهنگ ما معنایی فراتر و وسیع تر از آنکه در میان جوامع .... هست اولا در نگاه دینی ما مرزبندی بین دنیا و آخرت معنی دار نیست چون مرگ مادیت را ما فاقد معنویت می دانیم یعنی در مقابل معنویت می دانیم این طور نیست که بگوییم

هر آن کو دنیا طلب می کند و دنیا دارد آخرت طلب نکند و آخرت نخواهد داشت

در اصولا مادیت اگر با معنویت دوگانه انگاشته شود که در اصل چنین نیست نسبت ......یعنی آن چنان نسبتی دارد که حیات هر یک بسته به دیگری است.یا بگوییم حیات تن بسته به معنویت است و کارکرد روح در این عالم بسته به فهمیدن است..... ابزار در اختیار روح..... مادیت چنین نسبتی با هم ندارد بر این اساس مادیت محض نداریم ما و بلکه ... در کالبد مادیت با روح ... که بر مادیت می گذرد که همان مادیت را فرصض کنید کسی که اشتغالی دارد و کسب و کاری دارد این اگر به انگیزه تامین معاش همسر و فرزندان کار کند می شود جهاد می شود عمل معنوی و می شود شهادت. .... بعد هم پروازش از این عمیق تر و چشم گیر تر باشد بجای اینکه بگوید من به کار و کسب می پردازم که همسر و معیشت همسر و فرزندانم را تامین کنم بگوید که منبه کار و کسب می پردازم تا اینکه چند نفر از بندگان خدا که تحت سرپرستی من هستند اینها را تامین بشوند و زندگی شان .... ظاهرا هیچ معنوی برای کار ..... اگر یک مقداری آنچه بیشتر بگیرد و بگوید من کار و کسب می کنم که تامین معاش کنم که این بندگان خدا عبادت خدا را بتوانند بکنند و خدمت خلق کنند ، باز این قضیه معنویت این کار را ..... این کا ررا می گویند کار .... باز اتفاق می افتد. لذا است که در خصوص علم هم مسئله همین است حتی علم تقسیم به علم ال...... شده است اما همین علم .... می شود. چرا که ملاک دینی بودن علم به چیست؟ به هر چیزی می گوییم ... می تواند باشد. مثلا فرض کنید یم توانیم بگوییم آن علمی دینی است که موضوعش دین باشد. علم ال.. هم می تواند موضوعش دین باشد. شما اگر بدن را که مطالعه می کنید مثلا طب مشغولید همین اگر با این زاویه دید نگریسته شود که این جسم مورد مطالعه این تن انسان مورد مطالعه من آفریده خداست به اذن او و به نام او من مطالعه می کنم. اقرا بسم ربک. و مطالعه ای می کنم بعنوان اینکه یک یاز پدیده ها و آفریده های الهی برای من بیشتر مکشوف بشود. تا من به خلقت پی ببرم و به خالقیت خدا علم عمیق تری پیدا کنم این می شود دینی من دارم مطالعه دینی می کنم ، من دارم کار دینی می کنم. همین کار علمی من ، کار دینی می شود. با این نگرش اقتدار دینی علم نافع است. علم نافع مادی و معنوی ندارد آن گونه که تصور می شود مادی محض است مثلا فیزیک ، مثلا طب ، شیمی ، اینها می توانند معنویت برسند در نتیجه در نگاه به انسان الهی علم یک پدیده قدسی و الهی است. و د راین صورت و چنین علمی ، علم نافع است. علم نافع آن است که بر قدرت آدمی در عرصه حیات دنیوی و اخروی بیافزاید. اقتدار علمی عبارت است از اینکه آدمی با فراگیری و دریافت های معرفتی بتواند هم بر حیات دنیوی اش مسلط و مسجل بشود و بر حیات دنیوی تصرفش بیشتر بشود. و هم در حیات اخروی تصرفش بیشتر بشود. در آخرت نیز ... کمااینکه در همین عالم .. معنوی بتواند بدست بیاورد. ... پیدا کند. به این ترتیب ما اقتدار علمی را عبارت می دانیم از برآیند ، برون داد و برآمد علم نافع .

دکتر مرادیان - با این توصیف اقتدار علمی اصالت دارد یا ضرورت دارد؟ یعنی من استنباط کردم که اقتدار علمی به این ترتیب می تواند اصالت داشته باشد، استدلال من درست است؟

حجه السلام والمسلمین دکتر رشاد - تبعا اگر ما اقتدار علمی را قدسی کردیم چون هم بشر فطرتا قدسی گرا است. و تکمیلا قدسی گراست. کشش دارد و تکلیفا باید قدسی گرا باشد و معنا دار باشد معنویت گرا باشد، و در نتیجه از کاری که انجام می دهد به جهت فطرتش حرکت می کند و به اقتضای فطرتش عمل می کند و به اقتضای شریعت عمل می کند نسبت به شریعت یک نسبت مستقیم است. لذا با این تلقی اقتدار علمی یک وظیفه است ، یک تکلیف است. تبعا یک هدف و علاوه بر اینها اگر اقتدار علمی را عبارت بدانیم تنها و تنها از تحصیل قدرت برای مثلا دفاع از هویت و حیثیت و دین و نوامیس و احیانا مطلومین، حتی اگر علم کاربرد مادی محض داشته باشد، اقتدار از ناحیه تاثیر قدرت و تصرف بدست بیاید حتی علم مادی هم ضرورت پیدا می کند و می توانیم آن را ... قلمداد بشود. ولی فراتر از این ما یک بحث دیگر داریم و آن اینکه تا هدف را چه تعریف کنیم یا چه سطحی از هدف مورد نظر باشد؟ چون اهداف لایه لایه و دارای سطوح مختلف هستند. چیزی در یک مقطع و در یک نگاه هدف است و در نگاه دیگر و مقطع دیگر .... به این ترتیب تحصیل اقتدار علمی هدف است آن گاه که ما برای رفع ضعف و زدودن ضعف ها و ناتوانی ها و معامله با سیطره و .. دشمن و آگاهی از حقایق علم را بکار می گیریم و بدست می آوریم. اما وقتی که اهداف برتر و فراتر را نگاه می کنیم می گوییم که اقتدار علمی یک ابزار است یک طریق است .... موضوع ما .. است موضوع ما استخلاف است دست یافتن به خلیفه اللهی است. موضوع ما ... و تحول است دست یافتن به شان عبد اللهی است و بالاتر از اینها ما بناست که از مرتبه خلیفه اللهی و عبد اللهی به مرتبه عند اللهی برسیم. بناست به وصال دست پیدا کنیم و به فنا برسیم. اگر این جو رفکر کنیم اقتدار علمی حتی آنگاه که علم ما درجهت دست یابی به معنا هم تولید و استفاده می شود ، می شود ابزار و وسیله و اسطه نه هدف. این است که می توانیم بگوییم نسبی به اعتباری تاثر اقتدار علمی ابزار است و طریق و آن گاه که ما به اهداف دورتر و برتر برسیم. و با نگاه دیگر ممکن است بگوییم که اقتدار علمی خود هدف است آن گاه که او را با .. بسنجیم ، آنگاه که او را با فقه علمی می سنجیم ... مطالعه می کنیم اقتدار علمی خودش هدف است.

دکتر عصاریان نژاد- در فرمایشات تان به علم نافع اشاره فرمودید ، رهبری هم به گونه ای در ترسیم برایند اقتدار علمی در کشور می فرمایند که علم را به صنعت ، صنعت را به فناوری ، فناوری را به ثروت پیوند زنید. ولی در بحث آسیب شناسی روی سه نکته تاکید دارند یکی می فرمایند علم را درون زا کنید، دوم می فرمایند که از تقلید محوری و شاگردی ماندگی خود را نجات بدهید و سوم می فرمایند باید علم را مایه هدایت بکنید نه مانند غرب علم مایه ضلالت باشد. خوب حضرت عالی که در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در واقع مامن وجایگاه نظریه پردازی لقب گرفته، من خواستم این فضا را ترسیم بفرمایید که ما برای مدیریت این آسیب ها و برون رفت از این شرایط و رسیدن به علم نافع که کشور بتواند در پناه آن علمی را تعقیب کند که به هدایت وبرتر یابی آنها کمک کند و علمی را تعقیب کنند که برای آنها به معنای واقعی علم نافع باشد ، ما باید در این حوزه چگونه این آسیب ها را با اتکا بر نظریه پردازی مدیریت کنیم؟

حجه السلام والمسلمین دکتر رشاد - مادام که علم سکولار است شاید بتوان با قوت و قاطعیت گفت که علم مضری خواهد شد. من هر چه تعمل می کنیم می بینم که دشوار است که بپذیرم علمی می توان داشت که هادی باشد و درخدمت هدایت ، یا مضر باشد در خدمت ضلالت و در جهت ضلالت یا .. من نمی توانم که این دو تا را ... از این جهت عرض می کنم که اگر علم دینی نبود نگویید فلان گزاره و یا فلان فرمول .... معرفتی آن گاه که الهی نباشد غیر الهی است ، غیر الهی است یعنی ..... هیچ راهی پیش روی ما جز تولید علم الهی و علم دینی نیست. که بتوانیم علم را به خدمت هدایت بشر و جامعه خودمان در بیاوریم در بیاوریم. این که می گوییم علم دینی به معنای خاص و معنای متعارف منظور نیست. فقه و کلام و اخلاق ، نه مراد ما از علم دینی چون معرفت .. است که به ملاکی از ملاکها می اندیشد. هر چه ملاک ها برتر و یا متراکم تر و مجموع تر آن علم دینی تر است. علمی که از ... تبعا دینی ترین علم هاست. پس از آن علمی که با متافیزیک و مبانی نظریه و معرفتی الهی پدید آمده باشند باز هم دینی است. یک پله پایین تر آن علمی که با روش شناسی معتبر و موجه از نظر دین تولید شده باشد باز دینی قلمداد می شوند هر چند که مراتب این علوم که با این شاخص ها حاصل می شود یکی نیست و هر چند که ممکن است بتوانیم در هر حال ما شرط متافیزیک حاکم بر علم را در تمام .. علم که مراتب علمی می بینیم باید حفظ کنیم ولی در هر حال مقابله.. منابع دینی باشد و قدسی، متافیزیک دینی و قدسی باشد. منطق و روش علمی دینی و قدسی باشد و یا رعایت دین داشته باشد علم. اقتدار علمی و اقتدار ملی تولید کند که به نفع دین است و در مسیر دین است. یا از حیث کاربرد ، کاربرد دینی داشته باشد یا از این ها نازل تر با منطبق با فرهنگ دینی ، سازگار با فرهنگ دینی ، در محیط دینی ، .. تولید شده باشد اینها همه .. شاخص هایی است که می تواند یک علم را دینی بکند. در نتیجه ما به حسب و با توجه و عنایت به آن شاخص ها و ملاکی که علم را دینی می کند ما به آن علم دینی اطلاق می کنیم به چنین علمی، امروز برای رهایی از .....سکولار که تا وقتی که علم سکولار در چنگ ما هست به دو دلیل یا اقتدار علمی بدست نمی آوریم یا احتمال ... یا به اقتدار علمی دست نخواهیم یافت چون اگر ما به اقتدار از طریق آن علمی که از طریق آن علمی که .. قرض از دیگری بخواهیم برسیم پیشتر آن قرض دهنده یا .. دهنده در یک مرحله بالاتری به اقتدار رسیده و در نتیجه ما اقتداری نخواهیم داشت. یا اینکه اگر فرض کنیم اقتدار مادی دست یافتنی هست مطلوب نیست. چون ما اقتداری فراتر از اقتدار مادی محض را مطالبه می کردیم و در فرهنگ فکری خودمان دنبال ... اقتدار مادی محض را ... این است که راه چاره قضیه تولید علم دینی و ....که مورد اشاره واقع شد. در عین حال البته ما باید به تدوین و بررسی جوانب بپردازیم یعنی مقتضیات تولید علم و تولید اقتدار علمی و به بررسی موانع تولید علم و اقتدار علمی و به بررسی محدودیت های گوناگونی که پیش روی ما هست نیز بپردازیم .چرا که صرفا با اراده کردن انسان به مقصد نمی رسد و مسیر هم باید هموار شده باشد و یک مطالعه ای در چارچوب تحقیق که که هنوز چاپ نشده موانعی در مورد نظریه پردازی دینی مجموعه موانع تولید علم و نظریه پردازی در جامعه خودمان را به 12 دسته تقسیم بندی کردم که هر دسته ای متشکل از چند نوع یا گروه از موانع هست که از موانع انفسی درون شخصیتی محققان ما گرفته تا موانع آفاقی و برون شخصیتی و شخصیتی محققین و بررسی شده و طبقه بندی شده و به هر حال به همین اندازه اکتفا می کنم که عرض کنم ضمن اینکه ما باید راهمان را انتخاب کنیم و راهی ، راه چاره ای پیش روی ما جز تولید علم دینی نیست موانع و محدودیت ها را هم باید از پیش رو برداریم. در آن صورت ممکن است در واقع امیدوارم به پاسخ جناب عالی رسیده باشم.

دکتر عصاریان – مقام معظم رهبری علم مرزشکن را بهمراه علم میانبر در این دو سال اخیر ، راه برون رفت از موانع تولید اقتدار علمی در داخل کشور برشمردند . به نظر می رسد در نظریه پردازی همان جور که اشاره فرمودید نکاتی همچون نو اندیشی ، نوفهمی و آزاد اندیشی میتواند حرکت به سمت این افق را هموار نماید.سئوال بنده این است که این اصل را چگونه میتوان در تولید راهبردهای علم نافع عملیاتی نمود و اصولا مزیت کشور برای رفتن به این سمت و تولید این گونه علوم با این رویکرد را در چه شرایطی می بینید و فکر می کنید ما می توانیم نظریاتی در این حوزه تحت عنوان موتور محرک تولید کنیم؟

حجه السلام والمسلمین دکتر رشاد - علم میانبر اشاره به مدیریت آن دارد تا ما راه طی شده را از نو طی نکنیم. و هنر ما در مدیریت دانش در عین حال به این است که گلوگاه ها را شناسایی کنیم و نتایج حاصل از تلاش علمی دهه قبل را به خوبی درک کنیم و در یک نقطه مناسب فرود بیاییم و از دستاورد تلاشهای دیگران آگاهی پیدا کنیم.و مطالبی که دارند بیاوریم و خودمان به تکامل و یا تدوین و تطبیق آن با شرایط معرفتی خودمان بپردازیم. اما علم مرز شکن بدین معناست که ما علمی دیگر از نوعی دیگر را باید تولید کنیم همان طور که در .. سیاسی و رفتار سیاسی ما دست به چنین کاری زدیم و موفق شدیم که آمدیم در واقع مرز شکنی کردیم ، شالوده شکنی کردیم ،الگو شکنی کردیم و یک حرف متفاوت و بر خلاف جریان عادی و عمومی عالم سیاست زدیم ولو حرکت ما حرکت قصری و خلاف بود یعنی خلاف آنها، ولی موفق شدیم و امروز خودمان تبدیل شدیم به یک مرز و مدل و الگو. شالوده شکنی کردیم و الگوهای موجود را نقض کردیم و کنار گذاشتیم . در علم هم همین است. در علم هم ما تا چنین کاری نکنیم معلوم نیست به قافله علمی و...که بتوانیم برسیم. ما چون شتاب قافله آن چنان بالاست و هم چنان فاصله مقاطع تحول و منتها ومفصل های... تحول و سیر طولی علوم مادی کوتاه شده که ما هر چه می رویم مثل پیاده ای که پشت سر قافله سواره می دود خواهیم بود حکایت ما ، حکایت چنین کسی است. هرگز ما نمی توانیم آن چننا که باید برسیم به این قافله و یا پیشی بگیریم. اما اگر آمدیم علم متفاوت را طرح کردیم .اگر آمدیم به جای اینکه در طول علم تولیدی مادی کنونی و الان می دانیم در آن طول ما همواره در پسیم در عرض واقع شدیم و به تولید علم .. دینی پرداختیم در عین حال ما رقیبیم. در عیم حال ما در مسیری قرار گرفتیم در عرض و به موازات مسیری که علم کنونی بشر در حرکت است نه در طول چنین مسیری که در پس قافله قرار گرفته باشیم. مرز شکنی جرات داشتن، قالب ها را شمستن ، تعالیم و تعابیر را نقض کردن و اصطلاحات و ادبیات را تلقی های جدید اختصاصی تولید کردن است. متاسفانه ما الان در دانشگاه هامان یک عده استاد و مدرس و احیانا مولف داریم که عملا چیزی فراتر از ترجمه از آنها صادر نمی شود. و به همین جهت جرات و اعتماد به نفس خودباوری از نسل دانشگاهی ما عمدتا سلب شده. یک تعریف جدید شما در یک جلسه مجمع علمی جمعی از مجموع اساتید برای موضوعی ، برای مسئله ای، برای عنوانی ارائه می کنید این را من بارها آزمودم این این مطلب را و این عبارت را حتی اگر احیانا خواهیم شنید که نه در هیچ کتابی نوشته نشده ، کسی این را تعریف نکرده. من مکرر این را تجربه کردم. وقتی مثلا بحث از این بود که نظریه چیست؟ گفتیم دوستان بروند مطالعه کنند و یک جلسه بگذاریم. تعریفی برای نظریه تعاریفی که آمد همه مشابه هم ، همه .. همه ماثور از منابع مشخص و از اشخاص معین. وقتی در همان جلسه ما تعریف متفاوتی اول ارائه کردیم من دیدم اکثرا می گویند کسی این طور تعریف نکرده، این خیلی خطرناک است . این همان است که جرات نمی کند از مرزها رد بشود. خیال می کنیم علم غربی خطوط قرمزی است ، دایره جادویی و طلسمی است که ما در وسط آن باید به ریاضت و چله نشینی مشغول باشیم سر در جیب خودمان فرو برده باشیم و جز ........ بعد که مقاله نظریه را من توضیح دادم اشکالات تعاریفی که دوستان ارائه دادند عرض کردم. در چهره ها حالت بهت احساس کردم. یعنی احساس کردم شگفت انگیز و عجیب بود. که تعریف دیگری هم دارد تازه آن تعریف اشکالات وارد بر تعاریف .. را نداشته باشد و از جامعیت بیشتری هم برخوردار باشد. این آن چیزی که آقا می گویند بشکنید . ما باید از تلقی ها و تعاریفی که رایج است گرفته بگذریم تا نظریه ها و دیدگاه ها و پیش از همه اینها از آن متافیزیکی حاکم از .. حاکم موجود ولو آن چنان پنهان که قالب دارندگان این علوم از آن آگاه نیستند. چون ما اصولا امور دانشگاهیان و متخصصان مان یابندگان است و نه دارندگان. یعنی عموما جامع شناسی دارند نه جامع شناس. الهی دانند نه متعلم . فیزیک دانند نه فیزیکسین. نوعا علم را فراگرفته اند ، یاد گرفته اند، حفظ کرده اند از قبل غالبا این جوری هستند به همین جهت اصلا از نقض حافظه ها نمی توانند تجاوز کنند. هر آنچه دیگران پیدا کردند در پس آیینه طوطی صفتند آنچه استاد ازل گفت همان می گویند.

این آن چیزی است که در مقوله مرزش کین و شالوده شکنی ، تلقی شکنی و تغییر در متافیزیک علم اقتضا می کند که اگر تاکیدا این نکته را اضافه کنیم اگر ما در مقام مدیریت علم و تلقی از عناصر علم نتوانیم به مرزشکنی ، شالود شکنی ، متافیزیک تا اندازه ای و تغییر متافیزیک های حاکم موجود .. در فعالیتهای علمی دست پیدا کنیم اصلا تولید علم ملی تا چه رسد به تولید علم دینی ، تقریبا بی معنا و ناممکن است. این در حالی است که من می خواهم تاکید کنم اصولا تولید علم ملی هم ما مقدور مان نیست جز آنکه ما از طریق تولید علم دینی عمل کنیم. چونکه ملیت ما دینی است و هر وقت ذات و یا دست کم از جوهره ما و هویت ما دینیت است . لحاظا اینها....

دکتر مرادیان - خیلی متشکر از اینکه وقت شریف و گرانبها تان را در اختیار کنگره گذاشتید انشاءالله توفیق باشد ما حاملان امینی برای پیام شما به جامعه علمی کشور باشیم و جامعه علمی کشور از نظرات جدید شما ، خوب استفاده کند. دست شما درد نکند.

والسلام